پازل برای پخش و عمدهفروشی
جنس که رفت، حساب پولش با پازل
از ویزیت تا وصول، از پروفرما تا انبار. سفارش، بار، موجودی، چک و حساب هر مشتری یکجاست و به هم وصل؛ میدانی چه فروختی، چه برگشت و چه پولی در بازار مانده.
یک کار را از اول تا آخر دنبال کن
هر ایستگاه دست یک نفر است و هیچکدام دوباره نمینویسد.
از درِ مغازهی مشتری تا چکی که وصول شد.
- ۱
ویزیتور
ویزیت
سرِ مسیر خودش میرود و سفارش را همانجا با گوشی میزند؛ سفارش تلفنی هم کنارش.
- ۲
دفتر فروش
پیشفاکتور
جایزه و تخفیف پلکانی خودش مینشیند و سقف اعتبار مشتری همان لحظه دیده میشود.
- ۳
انباردار
بارگیری
سفارشهای هر مسیر یک بار میشود؛ انبار میداند چه بچیند و اول کدام تاریخ را بدهد.
- ۴
موزع
تحویل
بار را تحویل میدهد و مرجوعی را همانجا ثبت میکند؛ فاکتور نهایی درست درمیآید.
- ۵
موزع یا مأمور وصول
وصول
نقد، کارت یا چک؛ هر چه گرفته شد جلوی همان فاکتور مینشیند.
- ۶
حسابدار
سررسید
چک تا روز آخر دنبال میشود؛ پاس شد یا برگشت، حساب مشتری خودش بهروز است.
آخر ماه، پورسانت هر ویزیتور از فروش و وصول خودش حساب شده است.
آشناست؟
چهار سؤالی که هر شب از خودت میپرسی
«الان چقدر پول در بازار دارم؟»
ماندهی هر مشتری، هر مسیر و هر ویزیتور؛ با عمر طلب، که ببینی کدام دارد کهنه میشود.
«این هفته چه چکهایی سررسید میشود؟»
چکهای گرفته و داده، روز به روز. میدانی چه میآید، چه میرود و حسابت کم میآورد یا نه.
«ویزیتورم امروز چه کرد؟»
چند مشتری را دید، چند سفارش گرفت، چقدر فروخت و چقدر وصول کرد؛ همان روز، نه آخر ماه.
«این بار واقعاً چقدر برایم تمام شد؟»
خرید، ارز، کرایه، گمرک و ترخیص روی همان بار جمع میشود؛ قیمت فروشت را با چشم باز میگذاری.
کار تو کدام است؟
پخش میکنی، عمده میفروشی یا وارد میکنی؛ به زبان کار خودت
یکی را داشته باشی یا هر سه را، انبار و حساب و مشتریهایت یکی است.
شرکت پخش
شرکت پخش با ویزیتور، مسیر و ماشین؛ از سفارش تا وصول.
- مسیر ویزیت و مشتریهای هر مسیر
- سفارشگیری حضوری و تلفنی
- بارگیری و موزع هر مسیر
- تحویل، مرجوعی و وصول سرِ بار
- پورسانت ویزیتور و موزع
عمدهفروشی و بنکداری
بنکدار و عمدهفروش بازار؛ فروش با چک و نسیه، حساب هر مشتری روشن.
- قیمت روز و لیست قیمت هر مشتری
- فروش نقد، نسیه و چکی
- چند انبار؛ کارتن، عدل یا کیلو
- حساب و ماندهی هر مشتری
- خرید از کارخانه و بدهی به فروشندهها
بازرگانی و واردات
واردکننده و بازرگان؛ هر محموله یک پرونده، از پروفرما تا فروش.
- پروندهی هر محموله با مدارکش
- حوالهی ارز با نرخ همان روز
- هزینههای حمل، گمرک و ترخیص
- بهای تمامشدهی هر پارت
- فروش پارت به پارت و سود هر محموله
اعتبار، چک و وصول
پولت در بازار است؛ حسابش دست خودت
فروختن یک کار است و پول گرفتن یک کار دیگر. پازل هر دو را با هم نگه میدارد.
سقف اعتبار هر مشتری
از سقف که بگذرد یا چک برگشتی داشته باشد، فاکتورش بیاجازهی تو بسته نمیشود.
چک و سررسید
گرفته، داده، خرجشده و برگشتی؛ پیش از هر سررسید خبرت میکند.
وصول مطالبات
لیست وصول هر روز برای هر نفر؛ هر چه گرفت، جلوی فاکتور خودش.
پورسانت ویزیتور
روی فروش، روی وصول یا روی کالای هدف؛ خودش حساب میشود.
جایزه و تخفیف پلکانی
«ده کارتن بخر، یکی جایزه ببر»؛ یک بار بگو، روی هر فاکتور خودش مینشیند.
کالای تاریخدار
آنکه زودتر تمام میشود اول بیرون میرود؛ نزدیک انقضا را زودتر میبینی.
چند انبار
انبار مرکزی، شعبه و بارِ روی ماشین؛ موجودی هر کدام جدا و درست.
قیمت روز و لیست قیمت
قیمت عمده، خرده و مشتری خاص؛ عوضش که کردی، همه همان را میبینند.
آدمهای کار
هر کس با گوشی خودش، فقط کار خودش
ویزیتور قیمت خرید را نمیبیند و موزع حساب بانک را. تو میگویی هر کس چه ببیند.
- ویزیتور
- مسیر امروز، مشتریهایش با مانده و آخرین خریدشان، و سفارش تازه.
- موزع و راننده
- بارِ ماشین خودش، تحویلهای امروز، مرجوعی و پولی که گرفته.
- انباردار
- چه برسد، چه بار شود و چه برگشت؛ با تاریخ و پارت هر کالا.
- مأمور وصول
- طلبهای امروز، چکهای سررسیده و مشتریهایی که باید سر بزند.
- حسابدار
- بانک، صندوق، چک، حساب مشتریها و فروشندهها، و پورسانتها.
- خودت
- فروش، وصول، موجودی و سود؛ همه با هم، هر جا که باشی.
یک دفتر و یک انبار داری
همین امروز شروع کن
کالاها و مشتریهایت را بیاور و اولین فاکتورت را بزن؛ چند دقیقه بعد سرِ کاری.
رایگان شروع کنچند شعبه، چند انبار و دهها ویزیتور داری
همهی شعبهها، یک حساب
هر شعبه انبار، مسیر و آدمهای خودش را دارد و تو از بالا همه را با هم میبینی. روی سرور خودت هم نصب میشود.
درخواست دموپرسشها
